بی بال پریدن🕊
حوالی ساعت ۸ بود که داشتم حاضر می شدم از مجموعه بزنم بیرون، یکی از پشتیبان ها یه کتاب برام آورد گفت از طرف فلانیه، مشاور تحصیلی مون🥹🌱
اونقدرررر این بشر ماهه، اونقدر شخصیت خاص و متفاوتی داره که شده یکی از مهم ترین الگو های زندگیم...
اسم کتاب "بی بال پریدن" از قیصر امین پور!
دقیقاً وصف حالِ منه...
پوچِ پوچم، تهیِ تهی...
با توجه به شرایطی که تو این مدت داشتم، شرایط شغلم یا شرایط روحیم، نمیدونم! به نظرم بی بال ترین عضو مجموعه شاید من باشم.
هفته دیگه، ۶ اردیبهشت ماه اولین پروازمه...
***********
صفحه اولش نوشته:
"هان مشو نومید چون واقف نه ای از سرِّ غیب
باشد اندر پرده بازی های پنهان غم مخور...."
شعرش داره تلاش میکنه بهم دلگرمی بده، به منی که هیچ کس نمیدونه چه شرایطی رو پشت سر گزاشتم :))
**********
خلاصه که، خیلی به موقع و به جا، دقیقاً همون موقعی که داشتم تو وجود خودم غر غر می کردم که چرا تلاشام نتیجه نمیده، انرژیش رو بهم منتقل کرد🥺🤍