نامه...
پنجشنبه سیزدهم اردیبهشت ۱۴۰۳، 23:35
به پیشنهاد یکی از دوستام، امروز دو صفحه A4 کامل براش نوشتم. آخراش دیگه دستام بی حس شد وگرنه پتانسیل اینو داشتم بازم بنویسم. زنگ در خونه رو زدم حموم بود بردم تو حموم بهش تحویل دادم 😂😭
این نامه تیرخلاص و آخرین روزنه امیدم نسبت به بهبود رابطه مونه.
امیدوارم خوب و با دقت بخونه.
آخر شب یه وویسم از همین نوشته ها میگیرم و میفرستم اگر جایی ناخواناعه راحت بخونه.
حداقل خیالم راحته که من تلاشم رو برای بهبود این رابطه کردم👩🦯